.
صفحات وبلاگ
     
نویسنده: مسعود کبورانی - ۱۳٩٢/۱٢/٢٤

 جنگ نابرابر یعنی

سپر تو می‌شود چـــــــــــــادر....

 

این روزها بغضمان امان نمی دهد...

این روزها سخت دلمان بهانه میگیرید...

به راستی این روزها چه حالی دارد حضرت حیدر؟؟؟؟؟؟؟؟

یاصاحب الزمان ببخش اقا...اجرک الله...

((گرچه فرزند ناخلفت هستم...گرچه شرمسار شما هستم...

اما نوکر شما هستم....همیشه گدای نگاهت هستم...

مادرم فرزندت را سر به راهت کن....))

***

چرا، بنی هاشم و انصار، از حضرت زهرا (س) دفاع نکردند؟

طرح شبهه‌:

مردم مدینه نسبت قومى و خویشاوندى با پیامبر داشتند مادر پیامبر از آنجا بود و مادر عبدالمطلب (سلمی) نیز از قبیله قدرتمند خزرج بود به همین خاطر مردم مدینه (مخصوصا خزرج) خودشان را اخوال رسول (یعنى داییهاى پیامبر) مى‌دانستند.

افزون بر همه اینها پیامبر اکرم (ص) توانستند هزاران نفر فدایى تربیت نمایند که حاضر بودند در راه خدا و دفاع از ایشان و خانواده شان جانهایشان را فدا کنند. در صورتى که این مطلب دروغ را که دشمنان اسلام درست کرده‌اند بپذیریم چه شد که بنى هاشم، سیلى خوردن دختر رسولخدا و آتش گرفتن در خانه، کشته شدن محسن شش ماه و... را ببینید؛ ولى به یک باره لب فرو بسته و کوچکترین اعتراضى ننمایند؟

آن همه مسلمان مخلص و فدایى و مخصوصا مردم مدینه که با پیامبر رابطه خویشاوندى و قومى داشتند چه شد همه یکپارچه سکوت نموده کوچکترین حرف و اعتراضى ننمودند؟

 

ادامه مطلب مراجعه نمایید.



ادامه مطلب ...
نویسنده: مسعود کبورانی - ۱۳٩٢/۱٢/٢٤

مشکل کار های ما


این است؛


که برای رضای همه کار میکنیم


جز خــــــدا!


"شهید ابراهیم هادی"


نویسنده: مسعود کبورانی - ۱۳٩٢/۱٢/٢۳
افسران - :::...شهادت...:::
نویسنده: مسعود کبورانی - ۱۳٩٢/۱٢/٤

تصور کن که بزرگ خاندانی هستی و یه عده از اهل همون خاندان اصلا قبولت ندارن . اصلا فحشت هم میدن . گاهی مسخرت می کنن و ... . عکس العملت تو این شرایط چیه ؟ فحش میدی ؟ میزنی‏؟

چیکار می کنی ؟
تو جنگ احد زدن دندون پیامبر رو شکستن . (پیامبری که خدا می فرماید : لولاک لما خلقت الافلاک . اگه تو نبودی هیچ چیزی رو خلق نمی کردم . همه ی هستی به خاطر پیامبر ساخته شده . حالا دندونش رو قوم خودش شکستن .) نگفت خدا ذلیلتون کنه . نفرینشون نکرد . تازه برای اینکه خدا احیانا عذاب هم نفرسته 

همون جا سریع دستهاشو بالا برد و فرمود : اللهم اهدی قومی .!!!! 
امام علی (ع) رو دستش رو بستن . همسرش رو کشتن . بیست و پنج سال ! خونه نشینش کردن . ولی با این حال بازم برای قومش دعا می کرد . براشون نون و خرما می برد . چاه می کند و وقف می کرد !!!!
امام حسین (ع) تو میدان جنگ بعد از اینکه پسرانش رو کشتن . برادرانش رو کشتن . همه مردای خاندانش رو کشتن .داد نزد . نفرین نکرد . فحش نداد . برای آخرین اتمام حجت گفت : هل من ناصر ینصرنی . نه اینکه امام حسین کمک می خواست . نه . می خواست کمک کنه . یعنی کسی هست که من کمکش کنم؟؟؟

دستش و بگیرم ببرمش بهشت . کسی دیگه ای مثل حر هست ؟!!!
امام صادق (ع) که سن و سالی ازشون گذشته بود و موهاشون سفید شده بود رو دست بسته پشت اسب کشان کشان بردن پیش خلیفه . همینطوری الکی و کشکی می ریختن تو خونش ، بدون در زدن . اونوقت علی رئاب میگه یه وقت رفتم محضر امام صادق(ع) دیدم تو سجده است و داره این این دعا رو می خونه : اللّهم اِغفِر لی و لِاَصحاب اَبی ، فاِنّی اَعلمُ آَنّ فیهم من یَنتقِصنی . خدایا من و قوم پدرم رو بیامرز که من میدونم توشون کسائی هستن که منو کوچیکم می شمارن .

(گفتم که چه جوری کوچیک میشماردن)  


امام (ع) خیلی مهربونه . این بزرگواران آخر  کرامت اند.

نکنه از در خونشون دست خالی برگردیم. گر گدا کاهل بود ،

تقصیر صاحب خانه چیست ؟

نویسنده: مسعود کبورانی - ۱۳٩٢/۱٢/٤

 

مهربان خدای من :

من را اهل خودت قرار بده
چرا که اگر اهل تو باشم، خیالم جمع ...
  هر کجای این عالم که روم ...
باز به سوی تو بر میگردم...
باز به سوی تو بر میگردم...
باز به سوی تو بر میگردم...

 

 

سلام. اینجانب مسعود کبورانی اهل شهرستان تفرش هستم. سابقه وبلاگنویسی من به سال ها پیش باز می گردد. آن زمان وبلاگ های شهرستان به تعداد انگشتان دست هم نبود. با اینکه بومی این منطقه نیستم امّا دغدغه همدلی اهالی را دارم. اینجانب را در ارائه مطالب هرچه بهتر یاری نمایید. در پناه حق